کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

واقع‌گرایی یا انفعال؟ نگاهی به استراتژی حزب و مواضع مصطفی هجری

09:55 - 20 تیر 1405

د. توفیق حیدریان

در پاسخ به کسانی که مواضع آقای مصطفی هجری در مصاحبه اخیر خود با صدای فارسی آمریکا را به «ضعف استراتژیک» متهم می‌کنند، باید گفت این نقدها، بیش از آنکه بر واقعیت‌های میدانی استوار باشند، برداشتی انتزاعی و دور از شرایط عینی هستند. تحلیل مسائل از فاصله‌ای امن آسان است، اما کسانی که مسئولیت هدایت یک جریان سیاسی و مدیریت هزینه‌های مبارزه را بر عهده دارند، ناگزیرند تصمیم‌های خود را بر پایه واقعیت‌های موجود اتخاذ کنند.

اگر بخواهیم با نگاهی جامع به توازن قوا بنگریم، مواضع آقای هجری نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه بیانگر مسئولیت‌پذیری، واقع‌گرایی و صداقت سیاسی است. این موضوع را می‌توان از چند منظر بررسی کرد:

۱. ایدئولوژی سرکوب و منطق بقا

منتقدان نباید فراموش کنند که جمهوری اسلامی از نگاه نویسنده، حکومتی است که بقای خود را بر هر ملاحظه دیگری مقدم می‌داند و در مواجهه با تهدیدهای سیاسی، بارها از ابزار سرکوب گسترده استفاده کرده است. در چنین شرایطی، هر اقدام سیاسی که بدون محاسبه دقیق توازن قوا انجام شود، می‌تواند هزینه‌های سنگینی را بر جامعه تحمیل کند. یک رهبر مسئول، پیش از هر چیز، وظیفه دارد امنیت و جان مردم را در محاسبات خود لحاظ کند، نه آنکه صرفاً تحت تأثیر شعارهای احساسی یا فضای رسانه‌ای تصمیم بگیرد.

۲. رد نگاه نیابتی و مسئولیت مشترک در مسیر آزادی

آیا قرار است بار آزادی ایران تنها بر دوش مردم کوردستان باشد؟ کوردستان در یک سده گذشته هزینه‌های سنگینی برای آزادی و عدالت پرداخته و بی‌تردید در آینده نیز در مسیر تحقق این آرمان‌ها نقش خود را ایفا خواهد کرد؛ اما مردم کورد نه نیروی نیابتی هیچ جریان سیاسی‌اند و نه ابزار تحقق اهداف دیگران.

آزادی و دموکراسی در ایران، مسئولیتی مشترک است و بدون مشارکت همه شهروندان، ملت‌ها و نیروهای سیاسی کشور، تحقق نخواهد یافت. انتظار اینکه کوردستان به تنهایی هزینه رویارویی با حکومتی برخوردار از همه ابزارهای نظامی و امنیتی را بپردازد، نه با واقعیت‌های سیاسی سازگار است و نه با اصل مسئولیت مشترک در مبارزه برای آزادی.

همان‌گونه که ماموستا هەژار در شعر ماندگار خود درباره شهادت کامران نجات‌الهی به پیوند سرنوشت کوردستان و آزادی ایران اشاره می‌کند، این همبستگی تاریخی انکارناپذیر است؛ اما این پیوند، به معنای آن نیست که کوردستان به تنهایی باید بار سنگین مبارزه برای تغییر در سراسر ایران را بر دوش بکشد.

۳. دیپلماسی، رسانه و مدیریت اطلاعات

در ادبیات روابط بین‌الملل و حتی نظریه بازی‌ها، یکی از اصول شناخته‌شده آن است که بازیگران سیاسی همه ظرفیت‌ها، برنامه‌ها و گزینه‌های خود را در عرصه عمومی آشکار نمی‌کنند. بخشی از موفقیت هر راهبرد سیاسی، در مدیریت اطلاعات و حفظ ابهام راهبردی نهفته است.

از این منظر، انتظار اینکه یک رهبر سیاسی در یک مصاحبه رسانه‌ای، تمام ارزیابی‌ها، ظرفیت‌ها و برنامه‌های آینده خود را با جزئیات بیان کند، با منطق سیاست و دیپلماسی سازگار نیست. از سوی دیگر، اگر آقای هجری ادعاهایی فراتر از امکانات و واقعیت‌های موجود مطرح می‌کرد، همین منتقدان احتمالاً او را به شعارزدگی، اغراق یا فقدان واقع‌بینی متهم می‌کردند. از این رو، احتیاط در بیان مواضع عمومی را می‌توان بخشی از مسئولیت‌پذیری سیاسی دانست، نه نشانه ضعف یا انفعال.

۴. بار سنگین مسئولیت و پیامدهای تصمیم‌گیری

اگر حزب، بدون سنجیدن همه جوانب و صرفاً تحت تأثیر فضای رسانه‌ای، تصمیمی شتاب‌زده اتخاذ کند که پیامد آن کوچ اجباری، آوارگی، تخریب زندگی مردم یا تشدید سرکوب باشد، بی‌تردید مسئولیت سیاسی و اخلاقی آن نیز متوجه رهبری حزب خواهد بود. پرهیز از تحمیل هزینه‌های غیرضروری بر جامعه، یکی از اصول بنیادین هر رهبری مسئول است.

۵. ضرورت نگاه منصفانه به تحلیل‌های رسانه‌ای

بخش قابل توجهی از نقدهایی که در رسانه‌ها مطرح می‌شود، بر جنبه‌های سیاسی و رسانه‌ای موضوع متمرکز است و کمتر به مسئولیت‌های عملی رهبری یک حزب توجه می‌کند. در حالی که واقعیت این است که هزاران نفر از اعضا، پیشمرگان و خانواده‌های آنان در اقلیم کوردستان زندگی می‌کنند و تأمین امنیت، معیشت و آینده آنان نیز بخشی از مسئولیت مستقیم رهبری حزب است. طبیعی است که چنین ملاحظاتی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، جایگاهی تعیین‌کننده داشته باشند.

نتیجه‌گیری

دفاع از حقوق کوردستان و تلاش برای آزادی، بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ مبارزاتی مردم کورد بوده است. با این حال، مبارزه سیاسی زمانی می‌تواند پایدار و مؤثر باشد که بر پایه شناخت دقیق توازن قوا، مسئولیت‌پذیری و واقع‌بینی استوار شود، نه صرفاً بر مبنای هیجان یا فشارهای رسانه‌ای.

از این منظر، مواضع مصطفی هجری را می‌توان تلاشی برای ایجاد توازن میان آرمان‌خواهی و مسئولیت در قبال جان، امنیت و آینده مردم دانست. واقع‌گرایی سیاسی، به معنای عقب‌نشینی از اهداف نیست؛ بلکه کوششی برای انتخاب مسیری است که ضمن حفظ اصول، از تحمیل هزینه‌های غیرضروری بر جامعه جلوگیری کند.

در سیاست، شجاعت همیشه در بلندترین شعارها خلاصه نمی‌شود؛ گاه شجاعانه‌ترین تصمیم، آن است که یک رهبر در اوج فشارها، واقعیت‌ها را همان‌گونه که هستند ببیند، مسئولانه سخن بگوید و از جان و آینده مردم خود پاسداری کند.