دنیس راس، دیپلمات باسابقه آمریکایی، مذاکرهکننده پیشین آمریکا در خاورمیانه و پژوهشگر ارشد مؤسسه واشینگتن، در مقالهای در فارن پالیسی استدلال میکند که آمریکا برای دستیابی به یک پایان قابل قبول در جنگ با جمهوری اسلامی، نمیتواند تنها به قدرت نظامی تکیه کند. به باور او، بازگشایی تنگه هرمز مستلزم تلفیق فشار نظامی با اهداف سیاسی روشن و دیپلماسی مؤثر است.
راس مینویسد اهداف جنگی دولت دونالد ترامپ از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون روشن و منسجم نبوده است. به گفته او، از همان ابتدا مشخص نبود هدف اصلی واشینگتن تغییر حکومت در ایران است یا تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تهدید همسایگانش.
او معتقد است این ابهام همچنان ادامه دارد و در حالی که مقامهای آمریکایی درباره گزینههای دشوار برای پایان دادن به جنگ بحث میکنند، هنوز راهبرد سیاسی روشنی برای دستیابی به اهداف جنگ ارائه نشده است.
راس استدلال میکند اگر آمریکا تنها توان نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار میداد و برای حذف رهبری نظام تلاش نمیکرد، احتمالاً ایران تنگه هرمز را مسدود نمیکرد.
او یادآوری میکند علی خامنهای تا پیش از کشته شدن، از سال ۱۹۸۸ به بعد از بستن تنگه هرمز خودداری کرده بود، زیرا معتقد بود چنین اقدامی میتواند جنگی را با آمریکا رقم بزند که بقای جمهوری اسلامی را به خطر اندازد.
به نوشته او، پس از کشته شدن علی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل، رهبران ایران به این نتیجه رسیدند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و همین موضوع باعث تغییر محاسبات تهران و تصمیم به بستن تنگه هرمز شد.
راس مینویسد هرچند دولت ترامپ همچنان بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید میکند، اما تمرکز عملی واشینگتن اکنون بازگشایی تنگه هرمز و بازگرداندن آن به وضعیت پیش از جنگ است.
از نگاه دنیس راس، ابهام در اهداف جنگ، آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده است. او معتقد است هدف قرار دادن رهبری جمهوری اسلامی محاسبات تهران را تغییر داد و به بسته شدن تنگه هرمز انجامید. راس همچنین استدلال میکند دستیابی آمریکا به اهداف خود صرفاً با قدرت نظامی ممکن نیست و باید فشار نظامی با دیپلماسی مؤثر و یک راهبرد سیاسی روشن همراه شود.