کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

طهارت سلاح؛ کورد برای دفاع، جمهوری اسلامی برای ایدئولوژی و سرکوب

11:04 - 30 تیر 1405

جمال رسول‌دنخه

یکی از سیاست‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران در قبال احزاب کورد، تلاش برای ارائه تصویری منفی و غیرانسانی از فعالیت و مبارزه این احزاب بوده است. حکومت ایران با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و تبلیغاتی خود، همواره کوشیده است فعالیت سیاسی و نظامی احزاب کورد را به‌گونه‌ای بازنمایی کند که افکار عمومی علیه آنان تحریک شود.

یکی از محورهای ثابت این تبلیغات، موضوع «به‌کارگیری کودکان و نوجوانان» در صفوف مبارزه، به‌ویژه در عرصه نظامی، بوده است. جمهوری اسلامی ایران بارها ادعا کرده است که احزاب کورد از «کودک‌سرباز» استفاده می‌کنند؛ ادعایی که این احزاب آن را رد کرده و تأکید دارند که بر اساس اساسنامه‌های خود، عضویت رسمی در ساختارهای حزبی برای افراد زیر ۱۸ سال مجاز نیست.

این مسئله نشان می‌دهد که موضوع استفاده از کودکان در ساختارهای نظامی، فراتر از یک بحث تبلیغاتی، موضوعی است که باید بر اساس عملکرد واقعی طرف‌های درگیر و معیارهای حقوقی و اخلاقی بررسی شود.

در مقابل، عملکرد جمهوری اسلامی ایران در زمینه آموزش ایدئولوژیک و نظامی نوجوانان، به‌ویژه در چارچوب نهادهایی مانند بسیج، همواره با انتقادهای گسترده داخلی و بین‌المللی روبه‌رو بوده است.

جمهوری اسلامی از نخستین سال‌های شکل‌گیری خود، بخش مهمی از سیاست بسیج اجتماعی را بر پیوند میان ایدئولوژی، مذهب و ساختارهای نظامی استوار کرده است. در دوران جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، این سیاست با شدت بیشتری دنبال شد و نوجوانان بسیاری تحت تأثیر تبلیغات مذهبی و روایت رسمی حکومت از جنگ، راهی جبهه‌ها شدند.

فرهنگ رسمی جمهوری اسلامی در سال‌های جنگ، مفاهیمی مانند شهادت، فداکاری و دفاع مقدس را به بخش مهمی از نظام آموزشی و فرهنگی تبدیل کرد. نهادهای آموزشی و فرهنگی حکومت، از جمله وزارت آموزش و پرورش و مجموعه‌های فرهنگی وابسته، در انتقال این روایت به نسل‌های جدید نقش مهمی ایفا کردند.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز که پیش از انقلاب تأسیس شده بود، پس از انقلاب بخشی از فعالیت‌های فرهنگی خود را به موضوعات مرتبط با جنگ و ارزش‌های رسمی جمهوری اسلامی اختصاص داد. منتقدان این روند معتقدند که حکومت از ظرفیت‌های فرهنگی و آموزشی برای انتقال نگاه ایدئولوژیک خود به کودکان و نوجوانان استفاده کرده است.

در سال‌های اخیر نیز گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از برخی برنامه‌های نظامی و شبه‌نظامی برای کودکان و نوجوانان در ایران، واکنش‌ها و انتقادهایی را به همراه داشته است. آموزش مفاهیم نظامی و استفاده از تجهیزات جنگی برای افراد کم‌سن‌وسال، از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری به‌عنوان موضوعی نگران‌کننده مطرح شده است.

در برخی موارد، نیروهای وابسته به سپاه پاسداران و بسیج، آموزش‌هایی درباره استفاده از سلاح‌های انفرادی و فعالیت‌های نظامی را در قالب برنامه‌های عمومی یا سازمانی ارائه کرده‌اند. منتقدان این اقدامات را بخشی از روند نظامی‌سازی فضای اجتماعی و انتقال مفاهیم نظامی به نسل‌های کم‌سن‌تر می‌دانند.

انتقادها زمانی افزایش یافت که رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز برنامه‌هایی با محتوای آموزش نظامی یا ترویج فرهنگ مسلحانه پخش کردند. از نگاه منتقدان، تبدیل آموزش نظامی به محتوای تبلیغاتی، می‌تواند مرز میان آموزش شهروندی و تربیت ایدئولوژیک-نظامی را کمرنگ کند.

سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در دوره‌های مختلف، برنامه‌هایی برای جذب نیرو در ساختار بسیج برگزار کرده است. این برنامه‌ها، به‌ویژه در ارتباط با نوجوانان، همواره با بحث‌هایی درباره حدود مشارکت جوانان در ساختارهای نظامی و امنیتی همراه بوده است.

بخش مهمی از فعالیت‌های بسیج در سال‌های اخیر در قالب گشت‌های محلی، فعالیت‌های امنیتی و برنامه‌های سازمان‌یافته شهری انجام شده است. همچنین نظام خدمت اجباری سربازی در ایران، یکی از مسیرهای ورود جوانان به ساختارهای نظامی محسوب می‌شود؛ موضوعی که همواره با بحث‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی همراه بوده است.

از نگاه منتقدان، جمهوری اسلامی با این شیوه، الگویی از آموزش و تربیت ایدئولوژیک ایجاد کرده است که در آن مفاهیم سیاسی، مذهبی و نظامی از سنین پایین به نسل جدید منتقل می‌شوند. نگرانی اصلی این است که نوجوانان، پیش از آشنایی کافی با مفاهیم صلح، مسئولیت فردی و حقوق غیرنظامیان، در معرض روایت‌های یک‌جانبه درباره جنگ و دشمن قرار گیرند.

این مسئله در دوران جنگ هشت‌ساله ایران و عراق و همچنین درگیری‌های جمهوری اسلامی با احزاب کورد در کوردستان نیز دیده شد. در آن دوره، تبلیغات رسمی حکومت نقش مهمی در بسیج نیروهای جوان و نوجوان برای حضور در جبهه‌ها داشت.

بخشی از این نوجوانان با انگیزه‌های مذهبی، ملی یا تحت تأثیر فضای تبلیغاتی جنگ وارد میدان شدند، اما شمار زیادی از آنان جان خود را از دست دادند. پیامدهای انسانی این استفاده از نیروهای کم‌سن‌وسال، نه تنها برای خود آنان، بلکه برای خانواده‌ها و جامعه نیز سنگین بود.

در سال‌های اخیر نیز منتقدان جمهوری اسلامی ایران معتقدند که برخی الگوهای مشابه در میان گروه‌های مسلح نزدیک به تهران در منطقه مشاهده شده است؛ از جمله در زمینه جذب یا استفاده از نیروهای جوان در منازعات منطقه‌ای.

در مقابل، اتهام استفاده از کودکان توسط احزاب کورد، موضوعی است که این احزاب آن را رد می‌کنند. این احزاب تأکید دارند که عضویت رسمی در ساختارهای سازمانی آنان بر پایه سن قانونی انجام می‌شود و فعالیت سازمان‌های جوانان بیشتر بر آموزش فرهنگی، سیاسی و اجتماعی متمرکز است.

تفاوت اصلی در نگاه به آموزش نظامی، از دید این احزاب، در هدف و چارچوب استفاده از سلاح نهفته است. آنان استدلال می‌کنند که سلاح در شرایط تاریخی مشخص و در واکنش به تهدیدهای امنیتی و سیاسی به کار گرفته شده است، نه برای تحمیل یک ایدئولوژی یا هدف قرار دادن غیرنظامیان.

در این چارچوب، مفهوم «طهارت سلاح» اهمیت پیدا می‌کند؛ مفهومی که بر مسئولیت اخلاقی، محدودیت استفاده از قدرت نظامی و رعایت اصول انسانی در شرایط جنگی تأکید دارد.

بر اساس این دیدگاه، داشتن سلاح به‌خودی‌خود مشروعیت ایجاد نمی‌کند؛ بلکه نحوه استفاده از آن، هدف به‌کارگیری و رعایت حقوق انسان‌هاست که مشروعیت یا عدم مشروعیت آن را تعیین می‌کند.

از نگاه احزاب کورد، استفاده از سلاح انتخاب نخست نبوده است، بلکه نتیجه شرایط سیاسی و امنیتی و نبود راه‌حل‌های مؤثر برای حل مسئله کورد در دوره‌های مختلف تاریخی بوده است. آنان معتقدند که در چنین شرایطی، سلاح به‌عنوان ابزاری برای دفاع از جامعه و حفاظت از موجودیت سیاسی و اجتماعی مردم کوردستان مطرح شده است.

بر اساس این دیدگاه، آموزش نظامی در چارچوب این احزاب باید همراه با آموزش مسئولیت، انضباط، رعایت حقوق غیرنظامیان و محدودیت‌های اخلاقی جنگ باشد. در این برداشت، سلاح نه نماد قدرت مطلق، بلکه ابزاری محدود برای دفاع در شرایط مشخص تلقی می‌شود.

در مقابل، منتقدان جمهوری اسلامی ایران بر این باورند که تفاوت اساسی در رویکرد این حکومت، پیوند دادن ساختارهای نظامی با ایدئولوژی سیاسی و مذهبی است؛ جایی که مفهوم دشمن، تهدید و جنگ می‌تواند از چارچوب دفاعی خارج شده و به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل شود.

به همین دلیل، بحث اصلی درباره سلاح تنها به داشتن یا نداشتن آن محدود نمی‌شود؛ بلکه پرسش اساسی این است که چه کسی، با چه هدفی، تحت چه قواعدی و در برابر چه شرایطی از آن استفاده می‌کند.

مفهوم «طهارت سلاح» بر همین اصل استوار است؛ یعنی استفاده مشروع، محدود و مسئولانه از قدرت نظامی. این اصل تأکید می‌کند که سلاح نباید علیه غیرنظامیان، برای انتقام‌گیری یا تحمیل عقیده به کار گرفته شود و هرگونه استفاده از زور باید با اصول اخلاقی و قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی هماهنگ باشد.

در حوزه حقوق جنگ، اصولی مانند تمایز میان نظامیان و غیرنظامیان، تناسب در استفاده از زور و ضرورت نظامی، از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی رفتار نیروهای مسلح محسوب می‌شوند. رعایت این اصول است که می‌تواند میان استفاده دفاعی از سلاح و کاربرد آن برای سرکوب یا خشونت بی‌ضابطه تفاوت ایجاد کند.

در نهایت، اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و احزاب کورد درباره موضوع سلاح، تنها یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه بازتاب دو نگاه متفاوت به مفهوم قدرت و خشونت است. در یک نگاه، سلاح می‌تواند به ابزار حفظ یک ساختار ایدئولوژیک و اعمال اراده سیاسی تبدیل شود؛ در نگاه دیگر، سلاح زمانی قابل توجیه است که در چارچوب دفاع، محدودیت اخلاقی و مسئولیت انسانی قرار گیرد.

از این منظر، «طهارت سلاح» بیش از آنکه درباره خود سلاح باشد، درباره رابطه میان قدرت، اخلاق و مسئولیت است. جامعه‌ای که برای استفاده از قدرت نظامی هیچ مرز اخلاقی و حقوقی قائل نباشد، خطر تبدیل شدن سلاح به ابزار سرکوب و خشونت را افزایش می‌دهد؛ در حالی که محدود کردن قدرت نظامی به اصول انسانی، شرط اساسی مشروعیت آن است.