▪ اوری گلدبرگ | 972mag
اشاره: دیدگاههای مطرحشده در این تحلیل، بازتابدهنده نظرات نویسنده است و لزوماً بیانگر مواضع کوردستانمیدیا نیست.
نتانیاهو که از بحثها بر سر آینده منطقه کنار گذاشته شده است، به اسرائیلیها میگوید که باید خودشان به تنهایی دست به کار شوند - و همه آنها به نشانه موافقت سر تکان میدهند.
در داخل اسرائیل، واکنش به مذاکرات جاری بین ایالات متحده و ایران میتواند اطلاعات زیادی در مورد وضعیت آگاهی جمعی اسرائیل، تقریباً سه سال پس از ۷ اکتبر، به ما بدهد. پس از امضای یادداشت تفاهم در اوایل این ماه، شاید دشوارترین واقعیت برای عموم مردم اسرائیل که باید آن را تشخیص دهند، چه برسد به پذیرش آن، این بود که اسرائیل عضوی از این توافق نوظهور نیست.
این توافق و مذاکراتی که منجر به آن شد، نشاندهنده یک تغییر سیاسی گسترده و بیسابقه در توازن قدرت منطقهای است. برای اولین بار، برداشت اسرائیل از واقعیت و اقدامات ناشی از آن - اینکه اسرائیل با تهدید وجودی از سوی ایران روبرو است و هرگونه اقدام تهاجمی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی یا نیروهای نیابتی آن لزوماً مناسب و موجه است - با پذیرش فوری و بدون مصالحه مواجه نشده است.
پیامدهای این مذاکرات - که بدون حضور اسرائیل انجام میشود - از جنبههای مختلف، از امنیت ملی گرفته تا اقتصاد، اسرائیل را درگیر خواهد کرد. تلاش برای ایجاد یک توافق منطقهای مبتنی بر توافقات ایالات متحده و ایران، با رضایت فعال و محتاطانه رهبران عرب در سراسر منطقه، به ویژه در خلیج فارس، خود بیسابقه است. اینکه اسرائیل بتواند از چنین توافقی کنار گذاشته شود، تنها چند هفته پیش غیرقابل تصور بود.
مطمئناً، به نظر میرسد دولت ترامپ همچنان آماده و مایل به حمایت از تشدید بمباران لبنان توسط اسرائیل، در کنار بمباران و گرسنگی مداوم در غزه است. اما سخنان تند جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، خطاب به دولت اسرائیل - مبنی بر اینکه «شما نمیتوانید با کشتن از حل هر مشکل امنیت ملی که دارید، فرار کنید» - نشان میدهد که چگونه سیاست ایالات متحده در قبال اسرائیل ممکن است در حال تغییر باشد.
مذاکرات ایران و آمریکا به طرق مختلف در رسانههای اسرائیلی توصیف شده است، اما بسیاری از آنها حول محور حس خیانت آمریکا اتفاق نظر دارند. مفسران جناح راست اسرائیل، به ویژه جناح راست مذهبی، در ابراز ناامیدی خود از دونالد ترامپ تردیدی به خود راه ندادهاند و تا آنجا پیش رفتهاند که او را به «رها کردن» متهم کردهاند. اظهارات مشابهی نیز در میان چهرههای برجسته جناح راست مذهبی آمریکا شنیده شده است که اصرار دارند بدون اسرائیل، ایالات متحده حتی وجود نخواهد داشت و خود خدا اسرائیل را آفریده و آن را در خاورمیانه کاشته است تا صلح جهانی را تضمین کند.
جنگ بیپایان
همزمان با ادامه مذاکرات و حتی به نظر میرسد که افقی بسیار گستردهتر از صرفاً «پایان دادن به جنگ»، رسانههای اسرائیلی به پوشش این مذاکرات از زاویهای که به ویژه مورد توجه عموم مردم اسرائیل است، یعنی سیاست داخلی، بازگشتهاند.
این مذاکرات عموماً به عنوان یک شکست برای نتانیاهو تلقی میشود. وقتی یک سایت خبری که به اندازه Ynet جریان اصلی اسرائیل را تعریف میکند، مطلبی با عنوان «استدلالها و حقیقت: شکست توافق با ایران و تهدیدهای باقیمانده - بررسی واقعیت توسط نتانیاهو» منتشر میکند، نشان دهنده سوءظن گسترده به روش و اجرای نتانیاهو است.
با این حال، در داخل اسرائیل اجماع گستردهتری در مورد آنچه باید در مرحله بعد اتفاق بیفتد، وجود دارد. دیدگاه غالب این است که با توجه به تعهد تزلزلناپذیر جمهوری اسلامی به نابودی اسرائیل، اسرائیل چارهای جز ادامه اقدام مستقل برای از بین بردن نفوذ ایران در سراسر خاورمیانه ندارد. به عبارت دیگر، با توجه به عدم تعهد واشنگتن، وظیفه اصلی اسرائیل اکنون یافتن راهی برای اقدام انفرادی برای تضمین امنیت خود است.
ظریفترین بیان این اجماع توسط خود نتانیاهو در مصاحبهای نادر در این هفته با کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل بیان شد، کانالی که به تجلیل شخصی از نتانیاهو در کنار تجلیل پرشور از ارزشهای راست افراطی و حملات شدید علیه اردوگاه لیبرال اسرائیل اختصاص دارد.
این مصاحبه با محبوبترین برنامه این کانال، «میهنپرستان» انجام شد: قالبی تند و جنجالی مبتنی بر پاسخهای کوتاه و با عباراتی تند به سوالات سیاسی. این محیطی نیست که لزوماً بتوان آن را با مصاحبههای نخستوزیری یکی دانست، و کاملاً واضح است که به عنوان وسیلهای برای نتانیاهو جهت بیان اظهارات کوتاه، تند و تهاجمی ساخته شده است.
وقتی از نتانیاهو پرسیده شد که «جنگ» چه زمانی تمام میشود، او پاسخ داد: «تلاش برای پیروزی کامل هرگز تمام نخواهد شد. اگر میخواهید در جهان و خاورمیانه زندگی کنید، باید بسیار بسیار قوی باشید.»
انتخاب کلمات نتانیاهو ارزش مکث کردن دارد. او اظهارات زمینهای مانند «ما تا زمانی که حزبالله کاملاً خلع سلاح نشده است در لبنان خواهیم ماند» را ارائه نکرد. او کارهایی مانند این را به وزیر دفاع وفادار خود، اسرائیل کاتز، واگذار میکند که از اینکه صدای ارباب خود باشد، بسیار خوشحال است.
بلکه، نتانیاهو بیانی نمونهوار از دکترین امنیت ملی اسرائیل پس از ۷ اکتبر ارائه داد. جنگ هرگز تمام نخواهد شد. جنگ شرط زندگی است - نه شرط یک زندگی خوب، بلکه شرط خود زندگی. این دکترین مستلزم قدرت فوقالعادهای است که بیش از هر چیز با توانایی حمله به دشمنان با «آزادی عمل کامل» سنجیده میشود (عبارتی که توسط سلف نتانیاهو، ایهود باراک، ابداع شد - که از قضا اکنون در میان سرسختترین منتقدان اوست). چنین مصونیتی هم شرط و هم نتیجهی «بسیار بسیار قوی» بودن، به تعبیر خود نتانیاهو است.
اسرائیل در برابر جهان
اسرائیل در آستانه فصل رسمی مبارزات انتخاباتی است. هیچ زمانی مانند اکنون برای برجسته شدن با یک پیام سیاسی جایگزین، تلاش برای شکل دادن به یک پایگاه جدید و تلاش برای کسب رأی وجود ندارد.
و با این حال، تا جایی که به رقبای نتانیاهو مربوط میشود، همه چیز زیر سوال میرود: هیچ کلمه انتقادی که این اظهارات را به چالش بکشد، مطرح نشده است. چنین انتقادی از سوی لیبرالهای اسرائیلی و جامعه مدنی به طور کلی - در مورد تفاهمنامه بین ایران و ایالات متحده، مذاکرات حاصل از آن با لبنان، یا ادامه نسلکشی و پاکسازی قومی در غزه و همچنین در کرانه باختری - مطرح نشده است.
پس از نزدیک به سه سال جنگ، اجماع گسترده و عمیقی در میان عموم یهودیان اسرائیل در مورد ماهیت کشور اسرائیل وجود دارد. طبق این اجماع، اسرائیل برای ادامه حیات خود به همان «آزادی عمل کامل» نیاز دارد. از این نظر، راه دیگری وجود ندارد، زیرا در آغاز و پایان هر بحثی، خصومت غیرتاریخی «جهان» نسبت به «یهودیان» نهفته است. اسرائیل هیچ راه واقعی برای رفع این خصومت ندارد، جز اینکه دائماً هوشیار بماند و هر زمان که لازم بداند بدون محدودیت حمله کند.
اگر اسرائیل حتی توسط دولت ترامپ نادیده گرفته شده باشد، پس طبق این جهانبینی، نمیتواند مطلقاً هیچ انتظاری از «جهان» داشته باشد. بعید است که نتانیاهو در توصیف خود از قدرت مورد نیاز برای زنده ماندن، «جهان» را در کنار خاورمیانه گنجانده باشد. او معمولاً این کار را نمیکند. بیشتر اوقات، او اسرائیل را در آن «جهان» قرار میدهد تا آن را به عنوان پایگاه مقدم غرب در نبرد علیه وحشیهایی که «تمدن یهودی-مسیحی» را تهدید میکنند، معرفی کند.
با این حال، این بار او به روشنی بیان کرد که حتی جهان نیز از خشم اسرائیل در امان نیست. چرا؟ زیرا جهان اسرائیل را رها کرده بود.
اسرائیل همچنان کاملاً قادر به کشتن هزاران فلسطینی و لبنانی دیگر و برهم زدن توافق آمریکا و ایران است، اگرچه من صمیمانه شک دارم که اسرائیل بتواند به تنهایی و بدون رضایت ترامپ به ایران حمله کند. با این حال، پیام اصلی منتقل شده از سخنان نتانیاهو و پذیرش ضمنی آنها توسط مخالفانش، متفاوت است.
منابع اسرائیل رو به کاهش خواهد بود و دیر یا زود خود را بییار و یاور خواهد یافت. مهمترین پیامی که اسرائیل - چه از سوی نخست وزیر و چه از سوی اکثریت قریب به اتفاق شهروندان یهودیاش - ارسال میکند این است که این کشور در حال کنارهگیری از هرگونه افق بینالمللی است. دیگر خود را ملزم به رعایت هیچ قانون یا قاعدهای جز قوانین جنگ ابدی که ادعای جنگیدن با آن را دارد، نمیبیند.
این موضوع به صراحت گفته نشد: اسرائیل همچنان به فعالیتهای بینالمللی خود ادامه میدهد، از استقرار نیروهای نظامی در سومالیلند گرفته تا ایجاد روابط قوی با رژیمهای اقتدارگرا از طریق صادرات ابزارهای نظارت سایبری، تخصص نظامی و سلاح. با این حال، اسرائیلیهای یهودی در حمایت از جنگ دائمی متحد هستند، که در واقع به معنای ترسیم یک مسیر منطقهای و جهانی به طور فزایندهای منزوی است.
هر چه اسرائیل بیشتر پافشاری کند، حسن نیت کمتری پیدا خواهد کرد. اسرائیل به تنهایی نمیتواند این تلاش را به طور نامحدود ادامه دهد. شکاف بین احساسات و واقعیت بیشتر خواهد شد. هیچ کس نمیتواند بگوید چه پایانی، اگر پایانی در انتظار باشد، در انتظار چیست.
▪ اوری گلدبرگ تحلیلگر و مفسر مستقل اسرائیلی است. او دارای مدرک دکترا در حوزه مطالعات خاورمیانه است و در زمینه سیاست خاورمیانه، بهویژه ایران و تشیع سیاسی، پژوهش و تحلیل ارائه میکند. همچنین بهعنوان سخنران و پژوهشگر مهمان در برخی مراکز دانشگاهی و پژوهشی فعالیت داشته و در این حوزهها آثار و نوشتههایی منتشر کرده است.