کوردستان میدیا

سایت مرکزی حزب دمکرات کوردستان ایران

تحلیل: نفوذ فزاینده ائتلاف راهبردی سه‌جانبه ترکیه در سیاست خاورمیانه‌ای ترامپ؛ چالشی برای اسرائیل

16:02 - 13 تیر 1405

▪ جاناتان اسپایر | تحلیلگر مسائل خاورمیانه | جروزالم پست

اشاره: دیدگاه‌های مطرح‌شده در این تحلیل، بازتاب‌دهنده نظرات نویسنده است و لزوماً بیانگر مواضع کوردستان میدیا نیست.

در شرایط کنونی خاورمیانه، یکی از مهم‌ترین و در عین حال کمتر مورد توجه قرار گرفته‌ترین تحولات، افزایش نفوذ ترکیه و ائتلاف نوظهور اسلامیِ سنی است که آنکارا یکی از ارکان اصلی آن به شمار می‌رود.

به نوشته جروزالم پست، در این ائتلاف، ترکیه، قطر و پاکستان سه بازیگر اصلی هستند و همزمان تلاش‌هایی نیز برای نزدیک کردن عربستان سعودی و مصر به این محور در جریان است.

بر اساس این تحلیل، نقش ترکیه در این ائتلاف از آن جهت قابل توجه است که این کشور روابط نزدیک خود با ایالات متحده و دیگر قدرت‌های غربی را با حمایت و بهره‌گیری از نیروهای اسلام‌گرای ضدغربی در میدان، به‌عنوان یکی از عناصر اصلی گسترش نفوذ خود، تلفیق کرده است.

در تحلیل آمده است که این ائتلاف آشکارا مخالف اسرائیل است و ادبیات مقام‌های ارشد ترکیه درباره این کشور، به نوشته نویسنده، جای چندانی برای برداشت متفاوت باقی نمی‌گذارد.

در همین چارچوب، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، در سخنرانی اخیر خود «صهیونیسم» را ایدئولوژی «نسل‌کش، اشغالگر و توسعه‌طلب» توصیف کرد و گفت این ایدئولوژی نه تنها او، حزبش یا ائتلاف حاکم، بلکه همه را تهدید می‌کند. وی افزود که مبارزه با صهیونیسم، برای بقای ملت ترکیه انجام می‌شود.

همچنین مصطفی چیفتچی، وزیر کشور ترکیه، در سخنرانی ششم ژوئن اظهار داشت همان‌گونه که دمشق، حلب و قره‌باغ «آزاد شدند»، روزی نیز «آزادی بیت‌المقدس» تحقق خواهد یافت.

نویسنده معتقد است آنچه بیش از این مواضع اهمیت دارد، راهبردهای قدرت‌سازی ترکیه و متحدانش در منطقه است.

به نوشته او، یکی از جنبه‌های قابل توجه این راهبرد، ترکیب دو مؤلفه به ظاهر متناقض است: حمایت فعال از اسلام سیاسی سنی و جنبش‌های جهادی، و همزمان معرفی خود به‌عنوان متحد غرب.

در ادامه تحلیل آمده است که ترکیه از طیفی از نهادها، گروه‌ها و سازمان‌های اسلام‌گرای سنی و جهادی در منطقه شام و فراتر از آن حمایت فعال می‌کند.

به نوشته جروزالم پست، دولت ترکیه حامی اصلی حکومت نوظهور احمد الشرع در سوریه است. هرچند گروه هیئت تحریرالشام مستقیماً نیروی نیابتی آنکارا نبود، اما تصمیم ترکیه برای حفظ منطقه تحت کنترل مخالفان در شمال‌غرب سوریه در برابر حملات حکومت سوریه و روسیه، زمینه پیشروی این گروه به دمشق و سقوط حکومت بشار اسد را فراهم کرد.

در ادامه آمده است که ترکیه اکنون مهم‌ترین بازیگر خارجی در سوریه جدید است. بر اساس توافقی که ۱۳ اوت ۲۰۲۵ امضا شد، آنکارا مسئولیت آموزش و سازمان‌دهی ارتش و نیروهای امنیتی جدید سوریه را بر عهده گرفته و هدف آن، تشکیل ارتشی ۲۰۰ هزار نفری طی پنج سال آینده است.

به نوشته نویسنده، ساختارهای جدید نظامی سوریه عمدتاً در اختیار فرماندهان اسلام‌گرای سنی قرار دارد؛ افرادی که شماری از آنان روابط نزدیکی با ترکیه دارند و به دلیل نقض جدی حقوق بشر، از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا تحت تحریم قرار گرفته‌اند.

از جمله این افراد ابوحاتم شقرا معرفی شده است که گروه وابسته به او، احرار الشرقیه، به انجام قتل‌های فرقه‌ای در شمال سوریه، از جمله قتل هورین خلف، سیاستمدار کورد، در اکتبر ۲۰۱۹ متهم شده است. این گروه اکنون با عنوان «لشکر ۸۶» در ارتش جدید سوریه فعالیت می‌کند.

همچنین محمد الجاسم مشهور به ابو عمشه، از دیگر فرماندهان نزدیک به ترکیه، در اکتبر ۲۰۲۳ به دلیل اتهام‌هایی از جمله آدم‌ربایی، اخاذی و کوچ اجباری کوردهای سوریه، از سوی آمریکا تحریم شد. گروه پیشین او، «لشکر سلیمان شاه»، اکنون با عنوان «لشکر ۶۲» در ارتش جدید سوریه سازمان‌دهی شده است.

به اعتقاد نویسنده، آنچه تحت حمایت ترکیه در سوریه شکل گرفته، پدیده‌ای جدید در خاورمیانه است؛ ارتشی دولتی که تحت کنترل اسلام‌گرایان قرار دارد.

در کنار این نفوذ نظامی، ترکیه بزرگ‌ترین شریک تجاری و مهم‌ترین تکیه‌گاه اقتصادی حکومت جدید سوریه نیز به شمار می‌رود. صادرات ترکیه به سوریه به بالاترین سطح خود رسیده و دو کشور هدف‌گذاری کرده‌اند حجم مبادلات سالانه خود را به ۱۰ میلیارد دلار برسانند.

در بخش دیگری از تحلیل آمده است که ترکیه همچنان دفتر فعالی برای حماس در استانبول دارد. به نوشته نویسنده، این دفتر و دیگر مراکز حماس در ترکیه نقش عملیاتی مستقیم دارند و برای برنامه‌ریزی و هدایت حملات و نیز انتقال منابع مالی مورد استفاده قرار می‌گیرند. همچنین مقام‌های حماس، از جمله اسماعیل هنیه، پیش از کشته شدن با گذرنامه ترکیه در منطقه رفت‌وآمد می‌کردند.

نویسنده همچنین به تلاش‌های چند سال اخیر ترکیه برای گسترش نفوذ در لبنان، به‌ویژه در شهر سنی‌نشین طرابلس و در میان ترکمن‌های منطقه عکار، اشاره می‌کند.

در ادامه تحلیل آمده است که اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال ایفای نقش دولت سوریه در لبنان، به اعتقاد نویسنده، بازتاب‌دهنده نفوذ دیدگاه‌های ترکیه در سطوح عالی دولت آمریکا است. به نوشته او، تام باراک، فرستاده ویژه و سفیر آمریکا در ترکیه، اغلب مواضعی همسو با آنکارا اتخاذ می‌کند و استیو ویتکاف نیز در بسیاری موارد دیدگاه‌هایی نزدیک به قطر، متحد اصلی ترکیه، دارد.

در بخش دیگری از مقاله، به روابط راهبردی ترکیه و قطر پرداخته شده است. این همکاری ابعاد اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک دارد. ترکیه یکی از واردکنندگان اصلی گاز طبیعی قطر است، در این کشور پایگاه نظامی دائمی دارد و هر دو کشور از جریان‌های اسلام سیاسی در منطقه حمایت می‌کنند، در حالی که همزمان روابط نزدیکی نیز با ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی حفظ کرده‌اند.

نویسنده، پاکستان را سومین ضلع این «ائتلاف راهبردی سه‌جانبه» معرفی می‌کند. به نوشته او، ترکیه چهارمین تأمین‌کننده بزرگ تسلیحات پاکستان است و دو کشور علاوه بر همکاری‌های اقتصادی، در موضوعاتی مانند کشمیر نیز در سازمان ملل مواضع مشترکی دارند.

در این تحلیل آمده است که اگرچه میان ترکیه، قطر و پاکستان پیمان دفاعی رسمی وجود ندارد، اما توان مالی قطر، ظرفیت‌های نظامی متعارف ترکیه و توان هسته‌ای پاکستان، مجموعه‌ای قدرتمند و مکمل یکدیگر ایجاد کرده است.

در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که این ائتلاف می‌کوشد خود را به‌عنوان میانجی مناسب در بحران‌های خاورمیانه و شریک اصلی ایالات متحده در منطقه معرفی کند. به اعتقاد او، ترکیب حمایت از اسلام سیاسی و در بسیاری موارد از سازمان‌های اسلام‌گرای خشونت‌طلب و جهادی، در کنار روابط عمیق با ساختارهای سیاسی و اقتصادی غرب، دولت کنونی ترکیه و متحدانش در دوحه و اسلام‌آباد را به چالشی عمده و نوظهور برای اسرائیل و نیز برای کسانی که در پی تدوین سیاستی منسجم از سوی غرب در قبال خاورمیانه و فراتر از آن هستند، تبدیل کرده است.