
منصور مروتی
به درازای تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و حقطلبانهٔ ملت کورد، بسیارند مناسبتهایی که هرکدام بهنوعی مبیّن رویدادی بزرگ و تاریخی بوده و در تاریخ ملت کورد از جایگاه ویژهای برخوردارند.
بیشتر این ایام، دوگانهای هستند از فاجعه و مقاومت؛ بهعبارتی ابتدا اتفاقی ناخوشایند روی داده سپس مردم بهطور عموم موضع گرفتهاند، بهگونهای که رخداد نهتنها از مدار فاجعه فراتر رفته، بلکه از دل آن دوبارهزیستن و نقطهعطفی دگربار پدیدار گشته است؛ بهطوریکه این مواضع تاریخی، خود برگ زرینی به تاریخ پُرافتخار این ملت افزوده است.
بمباران محل برگزاری جلسات اعضای رهبری حزب دموکرات کوردستان در هفدهم شهریورماه ۱۳۹۷ که متأسفانه منجر به شهادت شانزده تن از فرزندان این حزب شد، همزمان با اعدام چندین زندانی سیاسی کورد در سیاهچالهای جمهوری اسلامی، خود یکی از همین رویدادهای ناگوار بود. این رخدادها هرچند در ابتدا فاجعهای انسانی به بار آوردند، اما بعدها منجر به ایجاد همگرایی بیشتر مردم با احزاب خودشان و شکوه و عظمتی خارقالعاده گردید.
هرچند که این حملات تروریستی برای اولین بار نبود که در طول تاریخ مبارزات ملت کورد در چهار دههٔ اخیر علیه جمهوری اسلامی اتفاق میافتاد، اما میتوان گفت که فاجعهٔ هفدهم شهریور یکی از رویدادهای نادری بود که میشود از آن بهعنوان اتفاقی کمسابقه و مهم یاد کرد؛ مهم از آن لحاظ که بهندرت اتفاق میافتد که رژیمی در منطقه و حتی جهان، رهبری یک حزب اپوزیسیون خود را با موشکهای جنگی آنهم در خاک یک کشور دیگر مورد حمله قرار دهد.
همچنین برای اولین بار بود که رژیم جمهوری اسلامی آشکارا و در اوج وقاحت، مسئولیت این حملهٔ تروریستی را بهعهده گرفت و هدف از آن را از میان برداشتن رهبری یک حزب اعلام کرد!
اگرچه این حملهٔ تروریستی جمهوری اسلامی توانست ضربهای بزرگ به حزب دموکرات کوردستان وارد سازد، اما حزب دموکرات بار دیگر نیز توانست علیرغم تحمل چنین خسارتی روی پای خود بایستد و حتی لحظهای از فعالیت خویش باز نایستد. این اتفاق ناگوار تنها جراحتی نبود که بر پیکر یک حزب دیرینه وارد آمده باشد، بلکه در واقع سراسر کوردستان را در ماتم فرو برد و ملت کورد را عمیقاً داغدار ساخت؛ بهطوریکه تنها چهار روز پس از این جنایت هولناک رژیم، تودههای مردم و پیشگامان جنبش رهاییبخش کورد بلافاصله با اتخاذ موضعی شجاعانه، برگ زرین دیگری به تاریخ افتخارات این ملت افزودند.
اعتصاب سراسری مردم در بیستویکم شهریورماه نودوهفت، تنها برای تقبیح رفتار جنایتکارانهٔ جمهوری اسلامی و دفاع از فرزندانشان در حزب دموکرات نبود، بلکه در واقع رفراندومی بود که به دشمنان این ملت نشان داد کوردستان صاحبانی غیر از غاصبان و اشغالگران دارد و آنان نیز فرزندان سلحشور، پیشمرگان مدافع ملت کورد و مردمان غیور این مرزوبوم هستند.
آری؛ بیستویکم شهریور تنها یک اعتصاب سادهٔ سراسری در کوردستان نبود، بلکه مقابله و مبارزهای جدی بود میان جنبش ملت کورد و جمهوری اسلامی که برندهٔ اخلاقی و تاریخی این هماوردی، آشکارا بر همگان مسجّل گردید.
جمهوری اسلامی به درازای عمر حاکمیت خویش بسیار کوشید تا در میان مردم و احزاب کوردی شکاف ایجاد نماید و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است؛ از تلاشهای مذبوحانهٔ این حکومت برای انزوای جنبش حقطلبانهٔ کوردها گرفته تا ترور رهبران و شهید نمودن کادر و پیشمرگان کوردستان، همه تلاشهایی بودهاند تا بلکه بتواند احزاب کوردی را از مردم دور نگه داشته و به مردم نیز بفهماند که در ایران مسئلهای به نام مسئلهٔ کورد، وجود خارجی ندارد.
البته در این مبارزه و رقابت تنگاتنگ، بازندهٔ اصلی همواره جمهوری اسلامی بود و اعتصاب سراسری مردم کوردستان در روز بیستویکم شهریورماه دلیلی محکم بر اثبات حقانیت این ادعاست. این اعتصاب عمومی و سراسری کوردستان که بسیاری از ناظران سیاسی از آن بهعنوان رفراندوم مردم کوردستان یاد میکردند، حامل پیامی مهم و روشن برای همگان بود. پیام این اعتصابات بهویژه برای حاکمیت تهران و بخشی از اپوزیسیون تمامیتخواه ایرانی این بود که این ملت، فرزندان مبارز خویش را هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی رها ننموده و هیچگونه ابزار سرکوبی نمیتواند آنها را از میدان مبارزه و پشتیبانی از احزاب خویش دلسرد، مأیوس و از میدان بهدر نماید؛ حتی ترور و موشک بالستیک نیز نمیتواند در ارادهٔ پولادین مردم خللی وارد سازد. بنابراین پیام روشن اعتصاب، رد هرگونه سرکوب و ارعاب بود. این اعتصاب زمانی صورت گرفت که اعدامها و حملات موشکی با هدف ایجاد رعب و وحشت عمومی انجام شده بود، اما پاسخ یکپارچه و مقتدرانهٔ مردم نشان داد که تشدید فضای امنیتی و سرکوب نتوانسته جامعه را منفعل یا هراسان و بیمناک کند.
موفقیت این اعتصاب، الگوسازی برای اعتراضات بعدی بود که بعدتر در اعتراضات سراسری سالهای ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و خیزشهای پس از آن نیز بازتولید شد. بنابراین اعتصاب سراسری مردم کوردستان در بیستویکم شهریورماه و بهدنبال آن ادامه نافرمانیهای مدنی، اعتراضات و تجمعات خیابانی که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اوج خود رسید و تداوم این کنشهای سیاسی تا بهحال، نشاندهندهٔ میزان توانایی و قدرت تودههای مردم در جهت ایجاد هماهنگی میان جنبش سیاسی-مدنی آنها و احزاب کوردی بوده است.
بدون شک، این هماهنگی کمنظیر میان تودههای مردم و احزاب سیاسی، باطلالسحر تمام قرائتهای تقلیلگرایانهای بود که میکوشیدند جنبش کوردستان را صرفاً به منازعهای مسلحانه یا چند تشکیلات محصور محدود سازند. این اعتصاب نشان داد که مبارزه در کوردستان، دارای دو بال هماهنگ است: ارادهٔ مدنی مردم در درون، و پیشگامی نیروهای سیاسی در میدان؛ پیوندی ارگانیک که مشروعیت و نفوذ اجتماعی آن در آزمونهای دشوار تاریخی بارها به اثبات رسیده و بینیاز از هرگونه اثبات یا قیاس است.
البته نباید از یاد برد که اعتصاب و حماسهسازی مردم در روز بیستویکم شهریورماه ۱۳۹۷ ضمن لبیک به دعوت احزاب کوردستانی، حامل پیامی مهم نیز برای احزاب کوردی بود. این پیام این بود: «چنانچه شما با هم متحد و هماهنگ باشید، ما نیز در کنارتان خواهیم ایستاد».
این رخداد، هشداری صریح به تمامی بدخواهانی نیز بود که همآوا با جمهوری اسلامی، رویای فرسایش و نابودی حزب دموکرات کوردستان را در سر میپروراندند. پاسخ یکپارچهٔ مردم اثبات کرد که ارتباط ملت با جنبش رهاییبخش خویش، ارتباطی ریشهدار و حیاتی است؛ واقعیتی زنده و جاری که گذشت زمان تنها بر عمق و صلابت آن میافزاید.
اعتصاب سراسری ۲۱ شهریور، فراتر از یک رویداد گذرا، مانیفست ماندگار مقاومت بود؛ آیینهای تمامنما که ایستادگی نمادین قلعهٔ دموکرات و ارادهٔ تسخیرناپذیر شهرهای کوردستان را در یک قاب شکوهمند جاودانه ساخت.