مصاحبه: شهرام سبحانی
اشاره: در این گفتوگوی ویژه، دکتر کویستان گادانی، عضو کمیته مرکزی و مسئول مرکز اجرایی حزب دموکرات کوردستان ایران در خارج از کشور، دیدگاهها و مواضع حزب دموکرات کوردستان ایران را درباره شرایط کنونی و آینده سیاسی ایران و کوردستان تشریح میکند. وی تأکید میکند که حزب دموکرات، ضمن حفظ سرمایه تاریخی خود، باید با بهروزرسانی، ارائه پروژهای روشن و تقویت سازماندهی، پاسخگوی نیازهای نسل جدید باشد. دکتر گادانی همچنین بر ضرورت حل مسئله کورد در چارچوب ایرانی دموکراتیک، فدرال و سکولار تأکید دارد؛ بهگونهای که ملت کورد شریک واقعی قدرت باشد. او همچنین حفظ استقلال تصمیمگیری سیاسی در روابط بینالمللی و آمادگی احزاب کوردستان برای بهرهگیری از تحولات ژئوپلیتیکی منطقه را ضروری میداند.
حزب دموکرات کوردستان ایران ۸۱ سال است که در عرصه سیاسی کوردستان حضور دارد. اگر این حزب بخواهد در آینده همچنان نیرویی تأثیرگذار باشد، چه شروطی را باید رعایت کند؟
به نظر من، شرط اول این است که حزب دموکرات تاریخ خود را به خوبی بازخوانی کند و از سرمایه تاریخی خود بهرهی لازم را برای اهداف ملی کوردستان ببرد، اما نباید در تاریخ خود زندگی کند. تاریخ برای ما منبع افتخار و درس است و نمیتواند به تنهایی آینده را بسازد. حزبی که میخواهد در مراحل آینده نیرویی مؤثر باشد، باید بتواند خود را با تغییرات جامعه کوردستان، ایران و جهان بهروز کند و برای سؤالات و نیازهای نسل آینده در پی جواب باشد. من این را در سه کلمه میبینم: بهروزرسانی، پروژه و سازماندهی. نوسازی تفکر سیاسی و روشهای کاری، پروژههایی برای آینده کوردستان و ایران و یک سازمان قوی، دموکراتیک، شفاف و مؤثر. امروز، نسل آینده نهتنها میپرسد که حزب دموکرات در تاریخ چه کرده است، بلکه سؤال این است که حزب دموکرات برای آیندهی سیاسی ملت کورد چه برنامهای دارد؟ اگر نتوانیم به این سؤال به روشنی پاسخ دهیم، حتی تاریخ باشکوه هم نمیتواند به تنهایی نفوذ سیاسی آینده ما را تأمین کند. بنابراین، ما باید فراتر از حفظ حافظه تاریخی برویم و به برنامهریزان مرحله بعدی تبدیل شویم. حزب دموکرات نباید فقط بهعنوان یک حزب اپوزیسیون شناخته شود، بلکه باید بهعنوان یک نیروی سیاسی که پروژه روشنی برای آینده، برای شکل دولت و برای روابط ملتها در ایران دارد، شناخته شود. این با اصل حزب که هدف ما یک ایران دموکراتیک و فدرال و تأمین حقوق ملی است، مطابقت دارد.
در دوران پیشوا قاضی محمد، این حزب در زمانی تأسیس شد که منطقه دستخوش تغییرات عمده بینالمللی بود. به نظر شما آیا امروز با این تحولات، به ویژه جنگ بین ایران، ایالات متحده و اسرائیل، با وضعیت تاریخی مشابهی روبرو هستیم؟
درست است که از نظر بحرانهای ژئوپلیتیکی، تغییر موازنه قدرت و بیثباتی بزرگ در منطقه، میتوانیم شباهتهایی با دوره ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ ببینیم، اما این شباهت نباید به معنای تکرار تاریخ تلقی شود. تاریخ تکرار نخواهد شد، زیرا جهان، جامعه، نیروهای سیاسی و الگوهای درگیری تغییر کردهاند. در سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶، جهان پس از جنگ جهانی دوم در حال گذار بود و کوردستان در این تغییر، فرصتی تاریخی دید. امروز، ایران و منطقه در دورهای بسیار حساس و ناپایدار قرار دارند و تغییرات منطقهای و بینالمللی میتواند تأثیر مستقیمی بر آینده کوردستان داشته باشد. اما مهمترین درس تاریخ برای ما این نیست که منتظر فرصت باشیم، این است که برای فرصت آماده باشیم و خود تاریخساز شویم. اگر کوردها پروژه سیاسی خود را نداشته باشند، اگر نیروهای سیاسی آنها متحد نباشند و اگر روابط بینالمللی آنها قوی نباشد، ممکن است تغییرات بزرگی در مورد کوردها رخ دهد، اما میتوان بدون کوردها در مورد کوردها تصمیم گرفت و بدون شک این خطرناکتر از هر چیز دیگری است. بنابراین من معتقدم که باید اکنون برای گذار آماده شویم، زیرا خود صحنه فرصت نیست، بلکه حضور است که صحنه را به فرصت تبدیل میکند.
پیشوا قاضی محمد و همکارانش در تأسیس حزب دموکرات کوردستان، «پروژه سیاسی برای کوردها» داشتند. حزب دموکرات چه پروژه سیاسی برای آینده کوردستان امروز دارد؟
پروژه سیاسی ما اساساً روشن است، ما میخواهیم کوردستان در چارچوب یک ایران دموکراتیک و فدرال، حقوق و اختیارات خاص خود را داشته باشد. با این حال، در مرحله امروز، باید فراتر از تکرار کلمه «فدرالیسم» برویم و در مورد اینکه فدرالیسم برای چیست و چه چیزی برای ملت کورد به ارمغان خواهد آورد، صحبت کنیم. فدرالیسم برای ما به این معنی است که زبان کوردی میتواند آزادانه و قانونی در آموزش و نهادها استفاده شود. این بدان معناست که ملت کورد کنترل واقعی بر منابع طبیعی و اقتصادی منطقه خود داشته باشند و بتوانند بخش مهمی از بودجه و درآمدهای منطقه خود را مدیریت کنند. فدرالیسم همچنین به این معنی است که مردم کوردستان بهصورت دموکراتیک اداره امور خود را در دست داشته باشند و زنان و جوانان نهتنها تماشاگران و حامیان پروژه، بلکه مشارکتکنندگان و تصمیمگیرندگان نیز باشند. ما در مورد تغییر اساسی رابطه بین حاکمیت و ملتها صحبت میکنیم. به عبارت دیگر، در رژیم آینده سیاسی، تقسیم قدرت باید صورت بگیرد و تهران نمیتواند برای سرنوشت ملت کورد تصمیم بگیرد، نمیتواند حقوق کوردها و سایر ملتها را به هر بهانهای پایمال کند.
آیا حزب دموکرات باید فقط در چارچوب مسئله کورد صحبت کند یا باید پروژه روشنی برای آینده کل ایران داشته باشد؟ چه چیزی این دو را به هم پیوند میدهد و حزب دموکرات هنگام صحبت در مورد روابط با اپوزیسیون ایران باید چه شرایطی را رعایت کند؟
من معتقدم که این دو سطح به هیچ وجه متناقض نیستند. بنیان حزب دموکرات، مسئله ملی و مبارزه برای خواستههای ملت کورد است و تأسیس جمهوری کوردستان را در کارنامه خود دارد، پایگاه مردمی آن برای این است که تحت فشارهای سخت منطقهای و فرامنطقهای مبارزه برای ملت کورد را ادامه داده است. بنابراین نمیتواند مسئله کورد را در درجه دوم اهمیت قرار دهد. در عین حال، نباید بگوییم مسئله کوردستان و ایران هیچ ارتباطی با ما ندارد، زیرا حل مسئله کورد مستقیماً به نوع دولت و نظام سیاسی آینده ایران مربوط میشود. مبارزه ما در دو سطح است. در سطح کوردستان، ما خواستار حقوق ملی و سیاسی کوردها هستیم و در سطح کل ایران، ما خواستار دموکراسی، سکولاریسم، فدرالیسم و حقوق برابر برای همه مردم هستیم. در مورد رابطه ما با نیروهای اپوزیسیون ایران، ما میتوانیم با هر نیرویی که دموکراسی، کثرتگرایی، حقوق خلقها و فدرالیسم را بپذیرد، همکاری داشته باشیم و یا وارد ائتلاف شویم، اما در عین حال خطوط ما باید شفاف و مشخص باشد. در هر ائتلافی باید بهوضوح اعلام شود که کوردها در ایجاد یک سیستم و دولت جدید در آینده ایران باید شریک باشند، نه یک مهمان موقت دوره گذار.
اگر نیروهای بینالمللی نقش عمدهای در آینده ایران ایفا کنند، کوردها چگونه باید روابط خود را با این نیروها بدون تبدیل شدن به یک کارت سیاسی برای یکی از طرفین سازماندهی کنند؟
در روابط ما با نیروهای بینالمللی یا بهتر بگویم کشورهای ابرقدرت، یکی از اصول ما این است که همکار تغییر در آینده سیاسی ایران باشیم، اما کوردها توسط آنان کنترل نشوند. روابط با کشورها و نهادهای بینالمللی برای این نیست که ما تصمیمات خود را به آنها واگذار کنیم، بلکه برای این است که آرمانها و پروژههای سیاسی خود را به آنها منتقل کنیم و حمایت بینالمللی را برای حقوق ملت کورد به دست آوریم. ما با هر کشور و نهادی که بتواند تأثیر مثبتی بر آینده ایران و کوردستان داشته باشد، مذاکره خواهیم کرد، ارتباط خواهیم داشت. روابط ما با پارلمانها و نیروهای سیاسی اروپایی و بریتانیایی و همچنین مشارکت ما در ایجاد گروه پارلمانی در مورد کوردستان ایران در پارلمانهای کشورها، نمونههایی از نوع دیپلماسی ما هستند. اما این باید با استقلال تصمیمات و اراده سیاسی ما همراه باشد. هیچ کشوری نباید برای کوردها تصمیم بگیرد و هیچ قدرت خارجی نباید استراتژی خود را به نام کوردها اجرا کند. ما خواهان حمایت بینالمللی برای حقوق خود هستیم، اما در مورد مسئله کوردستان، این ملت کورد هستند که تصمیم نهایی خود را خواهند گرفت. این تفاوت اساسی بین همکاری بینالمللی و وابستگی است.
شما از اصول حزب دموکرات در روابط دیپلماسی و بینالمللی گفتید. این سؤال برای من مطرح شد که مسئله کورد در ایران تا چه حد به یک مسئله بینالمللی تبدیل شده است و حزب دموکرات تا چه حد قادر است این مسئله را از سطح داخلی به سطح بینالمللی منتقل کند؟
مسئله کورد در ایران امروز دیگر یک مسئله داخلی نیست و جهان از ستمی که رژیم ایران بر ملت کورد روا داشته، آگاه است، اما به نظر من این کافی نیست. سؤال مهمتر این است: آیا جهان به وضوح میداند که کوردها چه میخواهند و چه پیشنهادی برای حل مشکل دارند؟ چگونه به آنها کمک و حمایت میکند؟ اگر فقط در مورد سرکوب، زندان، قتل و نقض حقوق صحبت کنیم، دنیا میداند که یک مشکل انسانی و سیاسی وجود دارد. اما باید بتوانیم همزمان بگوییم که این مشکل است، این راه حل است، این پروژه ماست و این روش اجرای آن است. آنگاه مسئله کورد از یک مسئله صرفاً حقوق بشری به یک پروژه سیاسی روشن و شناخته شده تبدیل خواهد شد. روابط بینالملل برای کوردها یک وسیله است، نه یک هدف و استقلال سیاسی حزب دموکرات اساس همه این روابط است.
اگر قاضی محمد و رهبران شهید و شخصیتهای متوفی که بر تاریخ حزب دموکرات تأثیر گذاشتهاند، امروز با ما بودند و در مورد وضعیت فعلی ایران و کوردستان و جنگ در منطقه میپرسیدند، اولین سؤال آنها چه بود و ما چه پاسخی برای آن داریم؟
من فکر میکنم پیشوا قاضی محمد میپرسید آیا برای این مرحله از مبارزه چه نوع آمادگی دارید و آیا یک پروژه سیاسی آماده برای دوران گذار دارید یا خیر. اگر امروز به رهبران شهید خود پاسخ دهیم، خواهیم گفت ما بر همان اصل حقوق، آزادی و دموکراسی ایستادهایم، اما میدانیم که جهان تغییر کرده است و شیوه مبارزه باید تغییر کند. ما میخواهیم کوردها موضوع تصمیمگیری در آینده ایران نباشند، بلکه خودشان تصمیمگیرنده باشند. کوردستان باید حقوق و اختیارات و قلمرو خود را داشته باشد. ادامه راه پیشوا و رهبران شهید و چهرههای تأثیرگذار در تاریخ حزب دموکرات نهتنها برای حفظ نام و خاطر آنها، بلکه برای دستیابی ملت کورد به حقوقش است. بنابراین اگر امروز از ما بپرسند: «آیا شما فقط مبارزهای را که ما آغاز کردیم ادامه میدهید یا پروژه جدیدی برای دوران جدید دارید؟» پاسخ ما این است که ما تاریخ خود را فراموش نکردهایم. آنچه شما در سال ۱۹۴۵ آغاز کردید، مبارزه برای موجودیت، حقوق و آزادی مردم بود. امروز ما باید این مبارزه را به یک پروژه سیاسی جدید برای کوردستان و ایران تبدیل کنیم.
بهعنوان آخرین سؤال میخواستم نظر شما را در مورد وقایع و جنگهای اخیر در منطقه بدانم و اینکه جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل را چگونه تحلیل میکنید؟
به نظر من، توضیح تمام مراحل جنگ ایران و آمریکا در یک بازه زمانی کوتاه آسان نیست، زیرا آنچه در چند ماه گذشته اتفاق افتاده است فقط حملات، آتشبس، گفتگوها و اخبار روزانه نیست، بلکه بخشی از یک جنگ فراگیرتر برای قدرت و تغییر موازنه سیاسی و اقتصادی قدرت در خاورمیانه است. اگر همه این وقایع را در یک چارچوب بدانیم، معتقدم که هدف اصلی این فشارها و حملات، تضعیف رژیم ایران و تغییر اساسی است، اما اینکه این تغییر چگونه و چه زمانی اتفاق خواهد افتاد، هنوز به راحتی قابل پیشبینی نیست و باید بدانیم که در بحبوحه این آشفتگی در خاورمیانه، یک حمله، آتشبس، یک صلح جدید یا ... اغلب بدیهی تلقی میشود. اما عوامل بسیار مهمی در پشت این وقایع وجود دارد. بهویژه ایران، برخلاف آنچه ادعا میکرد و یا اکنون رجزخوانی میکند، دچار ضعفهای نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی است و همچنین شبکهای از نیروهای نیابتی و متحدان خود را از دست داده است و اگر این روند ادامه یابد که بهنظر من ادامه خواهد داشت، وارد چالشهای عمیقتری خواهد شد. برای درک این وضعیت نباید فقط آن را در چارچوب ایران و ایالات متحده بررسی کنیم. خاورمیانه منطقهای استراتژیک در موازنه قدرت جهانی، بهویژه در درگیری بین آمریکا و چین است. ایران که در جغرافیای بسیار مهمی قرار دارد و در مسیرهای استراتژیک انرژی و تجارت قرار دارد، با زیادهخواهیها و جنگافروزیهایش با کشورهای همسایه و کشورهای عربی منطقه باعث ناامنی در خاورمیانه شده است. مسائل پیشآمده در مورد تنگه هرمز نمونه بارز این موضوع است. تنگه هرمز، امروزه فقط یک مسئله داخلی نیست، بلکه یک مسئله بینالمللی است، زیرا بخش مهمی از انرژی و تجارت جهان به این کریدور بستگی دارد. هر مشکلی در منطقه، منافع کشورهای عربی، پاکستان، اروپا و کشورهای دوردست مانند چین و ژاپن را نیز درگیر خواهد کرد. در نهایت، حل چنین مشکلاتی نهتنها ضروری و مهم است، بلکه نیاز به توافق، دیپلماسی و رعایت قوانین بینالمللی دارد.
برای ما کوردها، این مرحله ویژگیهای زیادی دارد. ایران به سمت تغییر بزرگی پیش میرود و این تغییر بزرگ مستلزم رعایت حقوق ملت کورد است. بنابراین ما نباید فقط تماشاگر این تغییر باشیم. ما باید آماده باشیم تا حقوق و منافع ملی و سیاسی کوردها را به وضوح به هر نظام سیاسی آینده ایران ارائه دهیم. همانطور که در پاسخ به سؤالات دیگر اشاره کردم، نقش حزب دموکرات کوردستان ایران بسیار مهم است. ما باید از تمام اتحادها و روابط بینالمللی خود استفاده کنیم، اما منافع کوردها نباید به کارتی برای منافع هیچ قدرتی تبدیل شود. هدف اصلی مبارزه ما محافظت از مردم، قلمرو، هویت و حقوق سیاسی کوردستان است. بنابراین، در حالی که ما به این وقایع از دریچه احساسات نگاه میکنیم، باید از دریچه عقل و مسئولیت سیاسی نیز به آنها نگاه کنیم. این مرحله یک فرصت تاریخی برای کوردستان است، اما تنها در صورتی که متحد، آماده و دارای پروژه سیاسی خود باشیم. من معتقدم آنچه در ایران و منطقه اتفاق میافتد فقط تغییر یک حکومت نیست، بلکه میتواند آغاز تغییر در نقشه سیاسی خاورمیانه باشد و مهمترین وظیفه ما در حزب دموکرات کوردستان، حفاظت از حاکمیت کوردستان و منافع ملت کورد و آماده کردن خود برای آیندهای نوین است که مردم کوردستان حق تعیین سرنوشت خود را در فضایی آزاد و دموکراتیک داشته باشند.